قطبي ها
فوریه 2, 2008 روی 9:25 ق.ظ (اينها شعر نيست)
فوریه 2, 2008 روی 9:25 ق.ظ (اينها شعر نيست)
مرض ها …
مرض ها از زماني پيدا شد كه آدم ها تصميم گرفتند پزشك شوند .
سرطان زماني سلطان امراض شد كه آدم ها دست كردند توي دل آدم هاي ديگر تا بعضي چيزها را كم و زياد كنند .
و سرطان پوست با پيدايش كرم هاي ضد آفتاب مُد شد .
چشم ها از زماني ضعيف شد كه عينك اختراع شد .
دندان ها زماني كه ارتودونسي باب شد ، مادر زاد كج در آمدند.
قلب ها با ظهور قلب مصنوعي تند و تند از كار افتادند .
آدم ها از زماني كه فهميدند خاك كثيف است كزاز گرفتند
آدم ها هزاران مريضي را از موقعي گرفتند كه كشف كردند وجود دارد .
آدم ها مُردند از زماني كه تصميم گرفتند نميرند .
آدم ها از زماني كه تصميم گرفتند نميرند ، گُرّ و گُر مردند ….
فوریه 2, 2008 روی 9:24 ق.ظ (اينها شعر نيست)
فوریه 2, 2008 روی 9:23 ق.ظ (اينها شعر نيست)
فوریه 2, 2008 روی 9:17 ق.ظ (داستان)
بنام خدا
سلول ها
مَردي مُرد . قصه از اينجا آغاز شد . غروب روز جمعه هفدهم مهرماه، مردي حدودا چهل ساله ، هنگامي كه در منزل شخصي اش واقع در يكي از شهرستان هاي غربي كشور مشغول مطالعه كتابي بي نام و مرموز بود ، بر اثر ايست قلبي جان باخت .
ژانویه 30, 2008 روی 10:41 ق.ظ (داستان)
ژانویه 30, 2008 روی 10:39 ق.ظ (داستان)
بنام خدا
تلويزيون
پسر از روي كاناپه بلند شد . زيرش را نگاه كرد و سوزن شكسته را برداشت و داد زد جاي سوزن اينجاست . سوزن را پرت كرد آنطرف . نزديك سطل زباله . اما نيافتاد توي سطل زباله .
كنترل را برداشت و دوباره روي كاناپه نشست . شبكه را عوض كرد و غرق تماشاي تلوزيون شد . ادامه مطلب »